ابو الحسن قزوينى

32

فوايد الصفويه ( فارسى )

به دورش دزد گرد كاروان گردد بچاوستى * به عهدش گرگ را بر ميش دل بيش از شبان لرزد به ميدان خنگ سيمين تنگ زرين رنگ چون رانى * ز هيبت چون جرس دل در بر روئين تنان لرزد ز تحريك طبيعت تا درين مهد گران جنبش * تن سيماب كافتاده است دور از بطن كان لرزد تن دشمن كه اكنون مىطپد بر روى خاك از تو * به زير خاك نيز از صولتت سيماب سان لرزد سادات و علماء و فضلا كه به حليهء ان اكرمكم عند الله اتقيكم آراسته و به شرف و لقد اصطفيناه فى الدنيا ( 50 چ ) انه فى الاخرة لمن الصالحين پيراسته ، از يمن توجه كيميا نايرش درجات عالى يافته ، به انعامات و سيور غالات « 37 » زياده بر زبان سلاطين ماضى موظف بهره‌ور بودند و ساير رعايا و برايا از پرتو عدالت و احسان و وفور بر و امتنانش در ساحت امن و امان بساط عيش و نشاط مىگستردند ، و عموم اوقات فرخنده صفاتش به صحبت ارباب فضل و كمال مصروف بوده است . همت عالى به همتش در اشعه عدل و احسان و ازاله ظلم و عدوان مشعوف و در شهور سنه تسين و تسعمائه كه خاطر آن حضرت از جانب دين و دولت فارغ شده بود و چمن مملكت از خار مزاحمت اغيار پاك و صافى گرديد ، به حكم آيه احسن كما احسن الله اليك ، تمغا و شوارع و بلدان با ساير رسوم محدث از خارج و غير آن در تمامى ممالك محروسه سواى خطه‌دار القرار قندهار كه مدار منافع آن بر تمغاست ، معاف و مرفوع القلم گردانيد كه تجار و مسافرين كه از ديار بعيد و قريب ممالك محروم متردداند ، عمال و گماشتگان و مستحفظان شوارع و بلدان به هيچ وجه من الوجوه به علت تمغا و ساير اخراجات مزاحم و متعرض ايشان نشوند و اوقات ( 51 ر )

--> ( 37 ) سيورغال زمينى است كه شاه براى معيشت به افراد مىبخشيد . گاه عوايد زمين را نيز سيورغال مىگويند . براى آگاهى بيشتر از اصطلاح و مفهوم سيورغال رجوع كنيد به « تذكرة الملوك » تعليقات مينورسكى در « سازمان ادارى حكومت صفوى » ترجمه مسعود رجب‌نيا ( تهران 1334 ) ، همچنين به : غلامرضا ورهرام : « سيورغال و مسلمى » ، در مجله « دانشكده ادبيات » دانشگاه فردوسى مشهد شماره 2 ، ( مشهد 1366 ) ، ص 655 الى 721 .